X
تبلیغات
نماشا
رایتل

آزادی زنان در ایران؟؟

دوشنبه 7 مرداد 1387 13:21 نویسنده: فرشته ایرانی نظرات: 3 نظر چاپ

اینجا ایران است و برای هر چیزی چند تا تعریف مختلف و متضاد وجود داره کلاً مده که اینجوری باشه ما بالاخره نفهمیدم زنان در ایران آزادن یا نه؟؟ بعضی ها آزادن بعضی ها خودشونو آزاد می دونند و بعضی ها هم که خیلی دیگه آزادن و بعضی ها هم مثل من خودشون رو مثل عکس می دونن ..... 

                                 

تعریف شماره یک:     

هفته پیش بود که به یک کنسرت موسیقی آذربایجان ویژه بانوان به اتفاق رفقا رفتیم... جای تمام آذری زبانان و ترک و ... خالی واقعا خالی... اصولا وقتی برنامه ای در تالار وحدت ویژه بانوان ترتیب داده می شه سالن و محوطه از آقایان تخلیه می شه تا خانومها راحت باشن یعنی بتونن روسری هاشون رو بردارن اما........ اینو بگم که کلا هر انسانی در مقابل موسیقی محلی خودش نمی تونه خودشو نگه داره که نرقصه این مسئله برای اونهایی که نصب دارن صدق می کنه. سالن تقریبا خالی بود و اونهایی که بودن همه آذری زبان و عموما رده سنی بالای ۴۰ رو تشکیل می دادند و همه اونها خوانندگان را به خوبی می شناختن و شاید هرشب برنامه اونها رو از کانالهای آذربایجان دنبال می کنند.در خلال برنامه که آهنگها شادتر شد چند پیر زن ۷۰ ساله با حرکت دست آذری سر جاشون خواننده رو همراهی کردند که ر همین حین بود که یکی از پیر زنها که یاد دیار کرد و فارغ از اینکه در سرزمین خودش نیست سر جای خودش بلند شد و چند حرکت دست رو ایستاده انجام داد که یکهو چند کلاغ سیاه پوش نمی دونم از کجا ریختن سر پیرزنه که خانوم بشین نرقص وگرنه پرتت می کنیم بیرون!!!! نمیخام بگم چند بار این اتفاق افتاد و چی شد و ... می خوتم بگم آخه اونجا که مردی نبود مبایلها رو هم که گرفته بودید همه هم زن بودن درها هم که بسته بود سقف هم که به اسمان خدا مشرف نبود اشکال رقص یه پیرزن ۷۰ ساله چی بود؟ فکر نکردین که این گروه موسیقی وقتی برن مملکتشون در مورد آزادی و موقعیت زنان چی می گن؟؟ فکر نکردین که اگر حتی یکی از اینها از اخبار بیگانه در مورد ایران بشنوه که ای ال و بله و تروریست و ... باور می کنن؟؟ به هموطنان خودشون چی می گن؟؟

                    

تعربف شماره ۲:

به تعریف دوستان و پیشنهاد بنده با چند تا از دوستان ورزشی و مربی به پارک بانوان یا پارک نشاط یا بوستان بهشت مادر رفتیم. ایول به شهردار تهران خداییش خوب بود دستشون درد نکنه محیطی آرام و تمیز و دلباز. خیلی ها مهمونی هاشون رو اونجا گرفته بودند روی چمن ها با سازهای دستی و ... غذاهایی که خودشون آورده بودند شاد بودند و هرگز نمی تونستن اینهمه مهمون رو توی خونه ۸۰ متری جا کنند. بعضی از دخترهای جوان هم می تونستن با تاپ و شلوارک حمام آفتاب بگیرن بجای اینکه برای یک ساعت و ربع مبلغی بالای ۴۰۰۰ تومان بدن می تونستن بیان پارک بانوان و در هوای تمیز و اکسیژن و آفتابی بازتر و تیزتر حمام افتاب بگیرن... باغبون ها و انتظامات همه خانوم با لباسهایی کاملا پوشیده فرم بودند که می تونستن اونها هم ازاد باشن ... بوفه پارک بجز آب چیز دیگه نداشت ... مبایل هم آزاد بود که جای تعجب داشت !!! اگر خانومی به سرش می زد با بیکینی حمام آفتاب بگیره سریع بهش اخطار و بعدش جمش می کردند. اونجا نشسته بودیم که خانوم جوانی برای فروش لوازم آرایش و یکی دیگه برای فروش تاپ پیشمون اومد... یاد مترو کردم برای سفرهای طولانی شهری مخصوصا به مرکز شهر مترو رو فراموش نمی کنم خیلی مفرح است از لباس زیر تا دستمال آشپزخانه و ابر جادویی توی واگن های مخصوص بانوان می فروشند. مکانهایی که برای خانومها اختصاصی در نظر گرفته می شه علاوه بر راحتی اونها کمک به اقتصاد بعضی خانواده ها و  تبلیغات جهانی را نباید فراموش کرد...

         

قضاوت آزادی هر کسی با خودش که آیا آزاد یا نه؟؟

                   

قبلا نوشته شده ها در مورد زن: زن ایرانی در سال ۸۷ و زن ایرونی