X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

دو تجربه

پنج‌شنبه 27 فروردین 1388 14:02 نویسنده: فرشته ایرانی نظرات: 6 نظر چاپ

 

وقتی اومدیم استرالیا موهام بلند بود و فکر می کنم به خاطر آب و هوا و اکسیژن و نبود روسری و شال و ... بود که رشد خوبی پیدا کرد و بعد از ۴ ماه خیلی بلند و دفرمه شده بود تقریبا یک ماه پیش بود

که با احسان رفته بودیم خرید که یه آرایشگاه ایرانی دیدیم به اسم آزیتا که یه ایرانی بود که بهش گفتم فقط مرتب کن! خانوم چندین سال بود ایران نرفته بود. بماند که هنوز با آب پاش موها رو خیس میکرد و آخرش هم همینجوری حوله رو از روی دوشم برداشت گفت: مبارک باشه ! تعجب کرده بودم که بابا توی بدترین آرایشگاه توی ایران یه سشوار خشک و خالی می کشیدن تازه روسری هم بعدش سرمون می کردیم اینجا که نمی شه همینجوری رفت بیرون!........ حتی ازم نپرسید خوبه یا راضی یا حتی این مدلی می خواستی! ..... اومدم خونه پشیمون شدم و تازه فهمیدم که چه گندی به موهام زده و من چه اشتباهی کردم که موهای نازنینم رو دادم دست این زنیکه! تازه یه ژل آورد که اینو بخر 60 $ پولش بود ژل هم از این ژل های معمولی بود گیر داده بود که بیا موهات رو ویتامینه کنم..... عجب اعتماد به نفسی دشت هاااااااااااا آخرش هم با وجود اینکه بزرگ نوشته بود کوتاهی مو 20$ به من گفت قیمت ما 30$ شما چون ایرانی هستین 20 $ بدین ..... دیگه سراغ آرایشگر ایرانی حداقل این یکی نمی رم!  بیرون ایران هم از ایرانی ها می شه سوژه درآورد ها! 

خلاصه یک ماه با اون موها سر کردم تا دیروز که رفتم آرایشگاه ترک ها و برای اولین بار یه آقا موهام رو کوتاه کرد و از همه جالب تر اینکه باهاشون ترکی استامبولی صحبت می کردم و از اینکه تونستم از یک زبان دیگه برای انجام کارم صحبت کنم لذت میبردم ...  کارش فوق العاده بود و خیلی از کارش خوشم اومد هر چند موهام خیلی دیگه کوتاه شد اما قیافم نجات پیدا کرد!  

قیمت هم 25$ بود آخرش هم یه براشینگ کامل با ژل و ... انجام دادن و اولش هم سرم رو همراه ماساژ و شامپوی مخصوص شستن . . . .    از ماست که بر ماست!

دیروز عصر کلاس بوکس داشتم که وقتی رفتم همه بچه ها خوششون اومده بود و میگفتن بهت خیلی بیشتر از قبلیه میآد .... تازه فهمیدم که قبلی چه گندی بوده!  

  

 

  

من یه ماهی بتا یا فایتر آبی دارم که خیلی دوستش دارم صبح داشتم آب تنگش رو عوض می کردم که گذاشتمش توی ظرف دیگه رفتم و برگشتم دیدم کف آشپزخونه ولو شده و داره بالا و پایین میپره! خیلی ترسیدم!  فکر کنم ضربه مغزی شده، سریع انداختمش توی تنگش .... چند تا از فلسهای سرش هم ریخته و کچل شده تازه باله بالایی اش هم سوراخ شده و توی تنگ یوری بود و  کمی گذشت غذایی که خیلی دوست داره رو بهش دادم راه افتاد، کم کم سرحال شد به احسان زنگ زدم ماجرا رو گفتم ... گفت: دیدی به کامبیز گفتی ماهی که نمی پره بیرون!خندیدی!  باید روش کامبیز رو انجام بدی!