X
تبلیغات
نماشا
رایتل

جن

شنبه 29 فروردین 1388 18:10 نویسنده: فرشته ایرانی نظرات: 13 نظر چاپ

همیشه یه چیز رو نمی تونم توی ذهنم تجسم کنم اون هم  جن  است! 

  

 

یادمه بچه که بودم خونه پدر بزرگم ۳ طبقه بود و طبقه چهارم به اصطلاح خرپشته و یا انباری بود! .....

.....که البته هنوز هم همونجوریه، من همیشه از اینکه تنها برم اونجا میترسیدم مخصوصا اینکه خرپشته خیلی بزرگ بود و از چوب هم بود! من و دختر خالم خیلی می ترسیدیم مخصوصا اینکه دایی کوچیکم چندین بار یه شوخی هایی کرده بود که ما بیشتر بترسیم... هنوزم اگر بخام برم اونجا میترسم با وجود اینکه واقعا هیچی نیست....  

 

توی دبستان که بودم بین بچه ها از این حرفها و خرافات زیاد بود که توی خونمون جن داره و یا یک روح است! ترس و وحشت جن در دوره دبستان خیلی زیاد بود مخصوصا اینکه جنگ هم بود و با صدای هر آژیر خطری باید می رفتیم توی زیرزمین اوه اوه... وحشت بمبارون از یه طرف وحشت روح و جن از یه طرف دیگه. 

 با خیلی از آدمها برخورد داشتم که اظهار می کردن با اجنه در ارتباطن و شکل اونها رو توصیف می کردن خیلی جالبه بدونین چند تاشون هم مثل هم بودن مثلا می گفتن مدل راه رفتنشون با ماها فرق می کنه و قدم برنمی دارن و قدشون کوتاه و ... قدیمی ها می گفتن: هر وقت به چشمت اومدن بگو بسم الله و یا یه سنجاق قفلی بهشون بزن، این حرفهای مادربرگها بود که رفته رفته شنیده می شد که میگفتن : تا جن ها رو دیدین اجیرشون کنین که بهتون جای گنج رو نشون بدن. یه دوستی داشتم توی کلاس سوم که فامیلیش کوهی بود میرفت توی زیرزمین خونشون تا بتونه از جن ها پول بگیره! ........

یه روز پای صحبت یک دکتری نشستم که یکی دوستانم برای ذن و این حرفها میرفت پیشش گفت بعضی موقع ها شده احساس می کنین پشتتون یه دفعه یخ کرده و احساس می کنین پشتتون یکیه وسریع برمی گردین ... ارواح و اجنه ها هستن که پشت شما ایستادن و می خوان با شما ارتباط برقرار کنن شما باید سعی کنین بفهمین که اونها چی می خوان؟ خنده دار که خودش هنوز نتونسته بود باهاشون ارتباط برقرار کنه.

 من خودم بارها این اتفاق برام افتاده و هر بار هم به این قضیه فکر کردم و فکر می کنم این قضیه علمی داره زمانی که شما چند دقیقه در محیط ساکتی نشسته باشین و از پشت سرتون هم خبر نداشته باشین احساس کنجاویتون بهتون می گه : یعنی کی می تونه باشه پشتم؟  

این قضیه مثل همونیه که می گن مرتاضهای هندی می تونن روی زغال راه برن بدون اینکه پاشون بسوزه! درصورتیکه علم ثابت کرده انسان وقتی می ترسه اولین جایی که یخ می کنه کف پاشه!!! 

و یا وقتی که توی خواب دست و پاتون خواب میره برای اینه که خیلی وقته که جابجا نشدین و بدنتون خواب رفته و به اصطلاح می گن بختک افتاده روت که همون همزادته .... وقتی شما به دنیا میآیین همراه شما یه جن هم متولد می شه که میشه همزاد شما! مثل همزاد حسن کچل!

 

به وجود جن اعتقاد دارم و می دونم وجود دارن و از نظر انسانها غایب هستن و به چشم انسان های معمولی دیده نمیشن و این رو هم می دونم که اونها در عالم خودشون زندگی خودشون رو دارن و سرعتشون هم خیلی بالاست. توی جاهایی که آهن باشن زندگی نمی کنن حالا نمی دونم که توی استرالیا که همه خونه ها و اسکلت خونه ها چوبیه هستن یا نه ؟ توی ایران که خیلی زیاد بودن حداقل حرفشون زیاد بود.

قیافه ای که از اونها می تونم توی ذهنم تجسم کنم با سم و دم بلند و صورت وحشی و دستهای پر مو .  داستان وجود جن چیزیه که در تمام دنیا وجود داره و تمام ادیان وجودشون رو قبول کردن و  در خیلی از سناریو ها و فیلمها از اونها یاد شده و وجود داشتنشون در عالم کمک زیادی به دنیای سینمای وحشت کرده این در صورتیه که اصلا اونها ترسناک و یا خطرناک نباشن و خیلی مهربون و خوش اخلاق باشن ولی خب کی می دونه؟؟  توی خیلی از افسانه ها و داستانها وجود دارن و این اثبات می کنه که وجود دارن تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها... توی فیلم هری پاتر و ارباب حلقه ها هم که نقش خیلی اساسی رو داشتن.  حالا خوب خیلی از انسانها هم هستن که در این بین از وجود اینها سوءاستفاده می کنن و تعداد خیلی کمی هم واقعا تونستن با اینها ارتباط برقرار کنن اما در راه کمک به انسانها ولی خب خیلی ها هم در راه جادو و جمبل 

ادامه دارد........ 

 

اینم یک فیلم که توی جنگلهای برزیل گرفتن اول غذایی که جن ها خوردن رو پبدا می کنن بعد ردپاشون رو می گیرن تا اینکه یکیشون رو پیدا می کنن ... خیلی ترسناک بود

http://www.youtube.com/watch?v=6ZiBG41PtSU 

در راستای کسب اطلاعات در این زمینه یه وبلاگ پیدا کردم که کفم برید وبلاگ یه نفره که با جن ها ارتباط داره و تمام داستانها و شرایط زندگی اونها و ... رو شرح داده خیلی باحال بود.... 

اینم وبلاگشه: http://jenzade.blogsky.com