X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سیدنی یه نفر .... سیدنی!

سه‌شنبه 1 اردیبهشت 1388 14:03 نویسنده: فرشته ایرانی نظرات: 15 نظر چاپ

ایران وقتی می خواستی امتحان راهنمایی رانندگی بدیم کلی استرس داشتیم و بیشتر از کنکور از این می ترسیدیم، یه بار سنگینی روی دوشمون بود، روزی که می خواستیم بریم امتحان از زیر قرآن رد می شدیم و از چند ماه قبل شروع می کردیم به خوندن یه کتاب 150 تومانی کوچک که تمام قوانین راهنمایی و رانندگی ایران در اون بود. سرهنگ هایی که امتحان ازتون می گرفتن در پیچوندن مردم تبحر خاصی داشتن و در این کار کاملا خبره بودن. مثلا میبردنت جلوی در بیمارستان می  گفتن :" بوق بزن" و در اون لحظه تو هم باید حواست می بود تا می گفتی اینجا بیمارستان و نباید بوق زد.

با تمام دوز و کلک های رانندگی شما را آشنا می کردن و راههای خلاف رو به ما آموزش می دادن که برای امتحان این کار رو نکنین و نتیجه اش هم این شد که داریم توی جامعه ایران تحمل می کنیم و میبینیم. هرج و مرجی که در ترافیک ایران هست بندرت در جایی دیگه دیده میشه و یا اصلا این بی قانونی ها معنی نمی ده! نوع تستهایی که در آزمون کتبی رانندگی می دادن همه نکته های کنکوری و ریزی داشتن که باید دقت زیادی می کردیم تا حفظشون کنیم و بعد از امتحان هم چون دیگه توی یادمون نمی موند از خاطرها پاک می شد، مردم دیگه یادشون می رفت که کجا باید کدوم راهنما رو بزنن و فاصله پارک ای که در فلان نقطه باید رعایت بشه 5 بود یا 15 بود یا 0.5 متر؟!؟ برای همین هم به خودشون دیگه زحمت نمی دادن که به یاد بیارن چون یه عالمه عدد 5 بابت بدهی و اجاره خونه و و قسط بانک و پول آب و برق و تاریخ انتخابات و دارو و ... توی ذهنشون هست که یادشون میآد.   

اینجا ایران نیست و از این خبرها هم نیست کسی شما رو توی امتحان نمی پیچونه و کسی هم نمی خواهد که شما رد بشین. نوع طرح سوال طوریه که شما با دو بار خوندن تمام اعداد و علائم رانندگی توی زهنتون می مونه و اینقدر به شما فرصت میدن تا بتونین بهترین رانندگی رو از خودتون نشون بدین. از همه مهمتر که خیلی خیلی جالبه! اطلاع رسانی راهنمایی و رانندگی اینجاست شاید باورتون نمی شه اگر بگم که تمام کوچه ها و خیابونهای اینجا پر از علائم راهنمایی و رانندگیه و در تمام مراحل به شما کمک می کنه تا قوانین رو رعایت کنین ! هر قرم به قدم تابلوی توقع ممنوع رو می بینین و یا ساعات و روزهای مجاز پارک کردم در اون نقطه این در صورتی بود که در ایران یه تابلوی کج و کوله که پشتش رو هم به راننده کرده بود سر چهارراه می دیدی و باید تا آخر خیابان حواست می بود که نباید اینجا پارک کنی و یا حمل با جرثقیل داره. 

اینجا خیلی از محل پارک ماشین مخصوص مادرهایی هستن که بچه کوچیک دارن و یا پیر هستن! ولی توی ایران اصلا این موارد نبود چون اصلا جای پارک پیدا نمی شد. سرعت رانندگی در اینجا در تمام نقاط خیابانها بارها و بارها نوشته شده که شما رعایت کنین، تابلوها در اینجا شما رو مجبور به رعایت قوانین می کنن و به شما حس عذاب وجدان رو می دن هر چند به ایرانی ها این حس دست نمی ده!؟  

   

در کل اگر قوانین اینجا رو که خیلی هم راحت تر از ایرانه رعایت کنین اصلا از اون استرس رانندگی و اعصاب داغون خبری نیست و بجز حس امنیت و آرامش چیز دیگه ای ندارین.  

 

یادمه وقتی رفتم اولین بار امتحان بدم خانوم سرهنگی بود که من تا نشستم و آماده رانندگی شدم منو رد کرد و دلیلش هم این بود که "حجابت کامل نیست و ناخنهای پات لاک داره و کسانی که حجاب نداشته باشن حواسشون پرت می شه و نمی تونن تمرکز داشته باشن" نمی دونم الآن کجاست؟؟؟ که بیاد ببینه اینهمه کافر چجوری دارن در آرامش با تمرکز کامل رانندگی می کنن؟

4 بار امتحان دادم با همون خانوم رد شدم و بعد از خرید ماشین و یک سال رانندگی بدون گواهینامه رفتم برای امتحان این بار اون خانوم بازنشست شده بود برای بار 5 امتحان دادم و قبول شدم!........ 

اینجا ایران نیست و از تاکسی های نارنجی درب و داغون خبری نیست از ماشین های راهی که نمی دونم یدفعه از کجا پیداشون شد! با صندلی های پاره و فنر در رفته و پنجره هایی که نمی شد بالا و پایین آورد و گوشه اش یه پیچ گوشتی زرد بود، بدون تهویه هوا... اگزوز سوراخ و دود و روکش های کثیف که از بوی دود سیگار حالت تهوع بهت دست میداد و صدای قار قار موتور ماشین ها و کرایه هایی که هنوز هم ثابت نشدن و هر روز با نرخ دلار بالا میرن خبری نیست. اینجا بجای اینکه کمربند رو روی شکم ولو کنی باید ببندی اینجا اگر آشغال بریزی توی خیابون جریمت می کنن و نشوندن بچه کوچیک حتی در بغل مادر درصندلی جلو جرمه!  اینجا نمی تونی دنده عقب توی اتوبان بری و آخرش هم چهار تا فحش به راننده ای که حق داره بدی و با پررویی تمام در حالی که حس داشتن آخرین مدل ماشین ارث باباتو طلبکار شی!  اینجا اگر کسی بهت راه داد باید با لبخند ازش تشکر کنی و حق تقدم رو رعایت کنی و هی عین ایران که راننده ها باماشین میرفتن تو شکم عابر پیاده، نباشی! اینجا کسی توی خیابونها واسه سوار کردن مسافر عربده نمی زنه که :" پونک یه نفر .... پونک " وقتی بری می بینی ماشینش خالیه خالیه و باید حالا حالا ها بشینی وقتی می خواستیم عکس برای گواهی نامه بندازیم باید عین مرده ها عکس مینداختیم و حتی یک تار موهامون هم نباید پیدا می بود اما اینجا تا نخندی ازت عکس نمیندازن

 

خلاصه که اینجا خیلی فرق می کنه هر چند آسفالت خیابونها چهل تیکه و بالا و پایینه ولی کسی به این چیزها اهمیت نمی ده چون آرامش مردم مهمتر از کف خیابونهاست...