X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

خودمون رو بهتر بشناسیم...

یکشنبه 18 مرداد 1388 18:08 نویسنده: فرشته ایرانی نظرات: 1 نظر چاپ

 

 

مردی تخم عقابی یافت و آن را در آشیانه ی یک مرغ کرچ گذاشت. عقاب به همراه جوجه های دیگر از تخم بیرون آمد و با آنها شروع به رشد نمود. عقاب در طول تمام زندگیش همان کارهای را می کرد که جوجه ها می کردند، چون تصور می کرد که او نیز جوجه مرغی بیش نیست!!!

او برای پیدا کردن کرم و حشره روی زمین را با ناخن می کند، قدقد می کرد و صدای مرغان کرچ را در می آورد. بال های خود را بر هم می زد و چند قدمی در هوا می پرید. سال ها بدینسان گذشت و عقاب بسیار پیر شد.

روزی عقاب بالای سر خود، در گودی آسمان بی ابر، پرنده ی با شکوهی دید که با وقار هر چه تمام تر در میان جریان پر تلاطم باد، بی آن که حتی حرکتی به بال های طلائیش دهد، در حال پرواز است. او با بیم و وحشت به آن نگریست و از مرغ کنار دستی اش پرسید : (( اون کیه؟ )) همسایه اش پاسخ داد : اون یه عقابه، پادشاه پرندگان. اون به آسمان تعلق داره و ما به زمین؛ ما جوجه هستیم.

............... و بدینسان بود که عقاب جوجه زیست و جوجه مرد، چون فکر می کرد که جوجه است

 آنتونی دو ملو Anthony De Mello  

 

 

اندیشه من: 

خودمون رو بهتر بشناسیم و در مورد اصل و نصبمون بیشتر تحقیق کنیم ! همیشه بهترین باشیم و در زندگی سعی کنیم هر از گاهی سرمون رو بلند کنیم و یا به قول خودمون سرمون رو از برف دربیاریم بیرون ببینیم بیرون چی می گذره! ما کی هستیم؟ کجاییم؟ داریم چی کار می کنیم؟  حضرت علی در نهج البلاغه خطاب به پیروان خود فرمودن: " آنچنان زندگی کن که گویی قرار صد ساله دیگه زندگی کنی..."