X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وکیلم؟...........

دوشنبه 23 آذر 1388 16:38 نویسنده: فرشته ایرانی نظرات: 7 نظر چاپ

صفحات آلبوم های قدیمی رو ورق میزنم ... بوی کاغذ عکس کهنه و چسب زرد شده و تلق و ... عکسهای سیاه و سفید و قهوه ای و رنگی زرد شده عروسی مامان و بابام ... بابا با کت مخمل مشکی و پاپیون و مامان با یه تاج از شکوفه های رنگی که با دسته گلش یکیه! لباس عروس بلند و ساده و سفید با آستین های تور دوزی شده سر سفره عقد که شیرینی های زبون تلق پیچی شدن ... می تونم حدس بزنم که تلقش قرمزه! می تونم بوی اون روزها رو حس کنم سادگی ... صداقت ... شادی  

سفره عقد خیلی ساده است ... نون سنگک طبیعی و پنیر و سبزی با اسفندهای رنگ شده!   

 

 عکسهای مهمونها در حال رقص و حبه خاله در حال فضولی و راحله خانوم در حال آتیش کردن سیگار و شوهرشم در حال روشن کردن فندک!!!    

  

- مامان ... این خانومه کیه؟؟ چقدر نازه! 

- خدا رحمتش کن ... دوستم نرگس چقدر ناز بود توی بمباران با بچه هاش کشته شدن! 

ه ه ه ه هـــــــــی!! چقدر اون روز با نامزدش رقصیدن.

-  آخی ...  

- مامان شما هم رفتین محضر عقد کردین؟؟ 

- نه ... اون موقع ها اینجوری نبود می گفتن که دختر باید سر سفره عقد، محرم بشه ... و صیغه عقد سر سفره عقد که چند تا چیز مختصر از نشونه های برکت خدا بود جاری میشد! 

اینجوری نبود که میرفتن محضر دزدکی عقد بکنن و بعد هم یه مراسم عقد بگیرن که یه سفره از کجا تا کجا بندازن و خدادتومان هم پولش و بدن و ... دریغ از اینکه اینا قبلا عقد کردن! واسه کادو جمع کردن. 

- خب چه فرقی داره؟ 

- واسه اینکه وقتی عروس ناز می کنه چهار نفر باشن ناز کردنش و ببینن و وقتی گفت "بله"! 20 نفر واسش کل بکشن ... از اینها گذشته وقتی سر سفره عقد نشستی با تمام وجود حس می کنی که امروز عروسی و همه توجه ها روی توست و قلبت همچین تاپ تاپ میزنه که خدا می دونه!!! وقتی می بینی مردی که پیشت نشسته به تو به یه جوری نگاه می کنه که زیباتر از تو توی دنیا نیست و با تمام غیرت و مردونگیش داره مردت میشه! غیرتش و ریخته توی کاسه آب وسط سفره و زلال و شفاف با چشماش عین شمعهای روشن آینه شمدونای تو برق میزنن ... پیش خودش می گه ... این عروس منه این اسفندای رنگی رو دور سرش بچرخونین و آتیش کنین . . .  

 - چه فایده بعدش همه اونها یادشون میره!!   

  

چند صفحه رو ورق میزنم و عکس خالی سفره عقد با آینه کج توجه ام رو جلب میکنه ...جالبه که تا حالا بهش دقت نکرده بودم آخه این صدمین باره که دارم آلبوم رو میبینم...   

- مامان راستی چرا آینه کجه ! کی سفرتونو چیده بود؟ 

- نه مادر جان کج نیست ... سفره عقد من و خاله ات و دختر خاله هااااااا. بر طبق رسوم مراسم عقد منزل پدری عروس برگزار میشد و داماد سر سفره مینشست و منتظر عروس خانوم میشد و وقتی عروس میآمد توی اطاق شاداماد آمدن عروس خانوم رو از توی آینه می دید و قند توی دلش آب میشد.  

- ماله شما هم همینجوری بود ؟؟؟ 

- آره ... من داشتم میومدم تو دایی خلیلت پاشو گذاشت روی تورم و عقبی افتادم و بابات عصبانی شد و بعدا حسابی زدش طفلک رو ... بچه بود خیلی اومده بود نقل برداره.

- حاجی هیچی نگفت؟ 

- چرا گفت دستت درد نکنه حرف منو گوش نمیده شما یه گوشتماالیش بده!  

 

زندگی که پایه هاشو صداقت و عشق ساخته باشه هیچ وقت خراب نمی شه!!! عروسی الهه که یادته ... دختر آقای ایکس؟ 

-آره چه عروسی براش گرفتن خدایی، سفره عقدش با آبشار مصنوعی بود و بوستان دیگه ؟؟؟ چقدر گل ریخته بودن اونجا!!! 

- آره 2 میلیون تومان فقط پول سفره عقدشون شده بود، آخر شب هم همه گلها رو ریختن دور! 

- آره یادمه اونا چرا طلاق گرفتن؟؟ 

- بعد از عروسی پسره کل پولی که باباش بهش داده بود واسه زندگیش، به زور الهه خانوم خرج عروسی کرد بعد هم واسه خاطر 5 میلیون تومان رفت زندان،  آقای ایکس هم گفت که من دخترم رو به آدمی که خرج و برج دستش نباشه نمی دم و طلاق گرفتن. همین!  

هر چقدر مراسم عقد عروسی ساده تر باشه و بی ریاء همونقدر هم باشکوه تر خواهد بود و مهمونها احساس راحتی می کنن.  

- اصلا چی شد که این محضر رفتن مد شد؟؟؟ 

- والله نمی دونم ... همه چی رو خراب کردن دیگه واسه ملت سنت نذاشتن، نمی دونم دلیلش این وام بانکی ها بود که باید قباله رو براشون میبردی یا اینکه می گفتن مردم جادو جمبل می کنن سر سفره عقد نمی دونم یارو قدمش سنگین بود اینا بدبخت شدن و ... حماقت خودشون رو  گردن قدم یه نفر دیگه مینداختن، البته مردم ایران هم خمیر مایه اش رو دارن تجمل گران خب قدیما حتما باید عروس داماد روی زمین میشستن که این یکی خیلی سخت بود که صندلی گذاشتن همین دختر ایگرگ خانوم تاج مبل از تاج عروس بلند تر بود ... اصلا عروس معلوم نبود. 

 

- هاهاهااااااااااا آره مامان یادته !!! از خنده اشک جلوی چشامو گرفته بود نمی تونستم نفس بکشم، تصویر عروس توی اون مبل به اون بزرگی که بنده خدا مادر عروس که قدش کوتاه بود دور مبل میچرخید یه جا پیدا کنه که دیده بشه. از ماست که بر ماست.  

 

من خودم سر سفره عقد توی خونه عقد شدم و همون حسی رو داشتم که مامانم برام شرح داده بود. سفره عقدم خیلی ساده بود هر چند باب میل مادرشوهر نبود اما حرف مادر رو گوش کردم و بردم!  دوست نداشتم سفره عقدم از ظروف سمساری هایی باشه که معلوم نیست سر سفره عقد چه کسی بوده و نبوده!!! از قدم خیر خانوم و بد قدم گرفته تا چشم شور و باباقوری و ... همه بودن. نوبت جواب احسان هم که رسید با خنده گفت داماد رفته نون بگیره!!! کل مجلس ترکید. دامادمون بامزه بود دیگه

 ....... شما مراسم عقدتون چطور بود؟؟؟