X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بی وفا

دوشنبه 5 بهمن 1388 09:41 نویسنده: فرشته ایرانی نظرات: 6 نظر چاپ

فیلم it's complicated فیلم قشنگیه. حکایت از خانواده ای داره که پدر خانواده 15 سال پیش از خانواده جدا میشه و تجدید فراش می کنه با زنی که همسن دخترشه و در سن بالا باید با پسر بچه 5 ساله سرو کله بزنه.نقش مادر رو مرلی استریپ بازی می کنه ... داستان فیلم خیلی جذابه. داستان فیلم رو میذاریم حسام تجزیه و تحلیل کنه.    

 

از این اتفاقات زیاد می افته و چیز تازه ای نیست، پدر بعد از ترک خانواده، مادر تمام مسئولیت ها رو به دوش  گرفته و بچه ها رو بزرگ می کنه و در جشن فارق التحصیلی بچه ها و یا جشن عروسی تازه پدر متوجه میشه که چقدر تنهاست و باید به خانواده اصلیه خودش برگرده به خانواده ای که اول تشکیل داده و حالا بهشون بیشتر از همیشه احتیاج داره و باید به فرزندانش افتخار کنه و پیش اونها باشه و ...   

 

یه دوستی دارم که روسه الحق و الانصاف هم خیلی جذابه و هم قد بلند یه زن روس که مردهای ایرونی عاشق داشتنشونن، چشمهای آبی و بلوند و ... !!! آشنایی این خانوم با من از اینجا بود که فهمید من ایرانیم و به من گفت که اتفاقا شوهرش هم ایرانیه. من که فضولیم گل کرده بود از پرسیدم که چجوری باهم آشنا شدن و ازدواج کردن و ... ماجرا از این قرار بوده که این آقا که بذارین اسمشو بذارم ممدآقا یه سفر به یکی از شهر های روسیه داشته و با خانوم آشنا میشه در حالی که زن و بچه داشته و ممدآقا به خانوم می گه که می خواد خانوم رو به آمریکا ببره تا اونجا با هم زندگی کنن و از همسرش هم طلاق خواهد گرفت. این کار انجام میشه و 5 سال پیش ممد آقا و خانوم باهم ازدواج کردن و به آمریکا میرن ممدآقا که ظاهرا طبق شواهد آدم پولداری بوده خونه و ماشین شیک و مدل بالا و بریز و بپاش و ... داشته و خانوم هم که نفهمیدم بالاخره چجوری با ممدآقا آشنا شده بود از ویکتوریا سکرت گرفته تا لوازم آرایش شانل و جواهرات تیفانی و ... کمتر خرید نمی کرده ماشین شخصیشون هم بنز آخرین مدل بوده ... تا چند سال پیش که اوضاع اقتصادی بهم میریزه به استرالیا میآن و در اینجا یه خونه می خرن که خانوم هم درش شریکه. اما خانواده اصلی ممدآقا هم در این مدت به زندگی معمولیشون ادامه دادن.  

ممدآقا 65 تا 70 سالشه و خانوم روسی 38 سال!!! خانوم عاشق قدم زدن در ساحل و نایت کلاب و ... با دخترجوون خودشه و ممدآقا دوست داره توی خونه بشینه و روزنامه بخوونه. ممدآقا ورشکسته شده و دیگه پول نداره و خانوم هم دیگه حاضر نیست باهاش زندگی کنه و وکیل گرفته و پاشو کرده توی کفش که سهم خونه اش رو بگیره این در حالیه که خانوم ممدآقا رو از خونه انداخته بیرون و داره با دختر و دوست پسر دخترش با خوشی زندگی می کنه ممدآقا هم آلاخون والاخون ... دیروز که تلفنی با دوستم صحبت کردم گفت که ممدآقا باید برگرده به خانواده اصلیش چون خیلی پیره و نمی تونه که اوقات خوشی را با اون داشته باشه و این خانوم جوون و ارزوهای زیادی داره و نمی تونه یه پیرمرد رو تر و خشک کنه!!! و واقعا حوصله غرغرهای یه پیرمرد رو نداره و با مرد روسی آشنا شده که همسن و سال خودشه و قراره باهم بیزینسی رو راه بندازن.

  

تمام ثروت ممدآقا در این 5 ساله تموم شده تمام اون ثروتی که حق بچه هاش بوده و باید اون رو خرج بچه ها و نوه ها می کرده نه کادوی تولد دوست پسر ، دختر زن جدید!!! اون ثروت رو باید به پای زن ایرونی اش میریخته که توی تمام این سالها با اون اخلاقش اونو تحمل کرده ... خیلی مواقع می دیدم دوستم بهش زنگ میزنه و بهش می گفت که من امروز خسته ام و شام درست کن و سالاد و خرید کن و لباسها رو بشووووووور و خونه تمیز کن و ... کدوم یکی از این کارها رو برای زن ایرونیت کردی ممدآقا؟؟؟ حاضرم شرط ببندم هیچ کدووووووووم ... چرا زن روس رو به زن ایرونیت ترجیح دادی؟؟؟ چون زن ایرونیت چشماش ابی نبود؟ چون تر و خشکت می کرد؟ چون نگران پرداخت قبض آب و برق بود؟ چون نمی خواست اتوی شلوارت کج بشه؟ چون خونه اش عین دسته گل بود؟ چون واسه بچه هات اسفند دود می کرد؟ دود اسفند اذیتت کرده بود یا بوی تن خانوم که وقتی میومدی خونه بوی قرمه سبزی رو میداد که واسه هوس شکم گنده جنابعالی پخته شده بود؟ دکور خونه دلتون رو زده بود که ترمه های اصیل ایرونی تزئینش کرده بود یا چشم نظرهای خونه که واسه منظورجیب شما بوده ؟؟؟ شلوارت دو تا شده بود یا کلا فیلت یاد هندستون کرده بود؟ فکر کرده بودی پول واست قدرت میآره یا شخصیت؟ دوست نداشتی تو یخونه کسی با محبت و از ته دل بابا صدات بزنه دوست داشتی یه دختر غریبه بیاد توی خونت و بگه ممد آقا ... مامانم امشب دیر میاد خونه؟؟؟

حقته! یعنی حق ات هست که این بلاها سرت بیاد...  فقط شدی یه وسیله برای رسیدن خانوم روسی به اهداف بلند مدت. از قدیم گفتن:    

 هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم میشینه