X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

می دونم ... بلدم

چهارشنبه 12 اسفند 1388 12:08 نویسنده: فرشته ایرانی نظرات: 12 نظر چاپ

یکی از زن دایی هام یه اخلاقی داره همیشه همه چیزو بلده و می دونه با وجود اینکه هیچی رو نمی دونه مادرم همیشه هر وقت اینا از خونه ما میرفتن یه داستان تعریف می کرد که خیلی باحال بود ... آخر این داستان هم همه باید می خندیدن تا خشم خواهر شوهر (مادر بنده) فروکش می کرد!!!  ولللللللللی خدایی زندایی اعصاب خورد کنی دارم.


روزی زن حاکم شهر به خونه همسایه میره و از زن همسایه می پرسه که آش چجوری درست می کنن ؟؟؟ زن همسایه شروع به توضیح دادن می کنه که:

اول پیاز داغ می کنی ؟

زن حاکم : این و می دونستم

زن همسایه : بعد ادویه و نمک میزنی 

زن حاکم : این و می دونم

زن همسایه : بعد حبوبات خیس شده رو میریزی

زن حاکم : این و می دونم

زن همسایه : بعد آب میریزی

زن حاکم : این رو می دونم

زن همسایه : بعد سبزی رو میریزی

زن حاکم : این بلدم

زن همسایه : در آخر هم یه آجر گنده گلی برای قوام میندازی تو آش


زن حاکم هم که نکته رو گرفته بود گفت: این رو هم می دونستم


زن حاکم  فردا با چشمانی کبود و ور آمده به در خانه همسایه رفته که " این چه آشی بود که بجای روغن روش گل واستاده بود ؟؟؟

زن همسایه هم گفت " آخه من هر چی گفتم ... تو گفتی : بلدم و می دونم ... منم گفتم حتما این رو هم می دونی که آجر رو توی آش نمیندازن !!!!

د آخه اگه بلدی چرا می پرسی؟؟؟


آدمهایی که فکر می کنن بلدن نه تنها بلد نیستن بلکه از ضریب هوشی خیلی پایینی هم برخوردارن می گین نه!!! به دور و بری های خودتون یه نگاه بکنین ... حتما یه چهار پنج تایی پیدا می کنین که مقایسه کنین...