X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

افکار کهنه

جمعه 9 اسفند 1387 09:40 نویسنده: فرشته ایرانی نظرات: 9 نظر چاپ

خیلی وقت بود می خواستم در مورد این مطلب بنویسم اما یا فرصت نمی شد یا تنبلیم میومد تا اینکه لاله توی بارانی باید در موردش نوشته و من خواستم نوشته ای بر یادداشت لاله داشته باشم. 

ایرانی ها توی ایران که هستن درد و غمشون فقط و فقط خرید خونه و ماشین مدل بالاست این مسئله تا حدی زیاده که داشتن خونه برای خواستگارها یک شرطه! خیلی خوبه که آدم بتونه زیر ۳۰ سال خونه بگیره و در خونه خودش با آرامش زندگی کنه اما مسئله به همین جا ختم نمی شه و ایرانی ها به این رضایت نمی دن و شروع به خرید دومین و سومین و حتی خونه هایی در دبی و ... می کنن.  

چرا؟  

با یکی از دوستانی که تازه اومده اینجا گذری توی یک موسسه دیدمش و ازش پرسیدم؟ 

"خب به سلامتی جابجا شدین؟ "  

"آره ... یه قرار داد ۶ ماهه بستیم! فلانی میره سر کار " 

"خب مبارکه! پس دیگه نگرانی نداری... بیا این همه می گفتی اینم درست شد"  

"نه بابا باید خونه بخریم من که خیلی نگرانم. به فلانی می گم باید هرطور شده یه خونه بخریم "  

"شما تازه اومدین بزار عرق پات خشک بشه بعد به فکر خونه باش دختر جان! "  

یه نگاهی به سر و وضعش انداختم و تو چشماش نگاه کردم ... بهش گفتم مگه تو ایران خونه نداری؟ 

"من خودم یه آپارتمان دارم و فلانی هم یدونه توی رشت"  

خب دیگه حالا واسه چی اینقدر حرص خونه خریدن و اینجا میزنی؟ اینجا که تا نود درصد قیمت خونه رو وام می دن دیگه دردت چیه؟ هر وقت اراده کنی می ری خونه می خری! 

"نه آخه می خوام یه خونه بخریم بدیم اجاره برگردیم ایران !!! اینجا اجاره هاشو اگر تبدیل کنیم به ریال توی ایران راحت تر می تونیم زندگی کنیم! " 

یه نگاهی به بچه اش می کنم ازش می پرسم ؟ رفتی تارانگا زو؟  

مادر می  گه: نه نه بابا خیلی گرونه ! ولی باباش قول داده اگر بچه خوبی باشه یکشنبه می برتش ناهار مک دونالد !؟!  

سرمو انداختم پایین از موسسه خارج شدم... همش این جمله اش تو گوشم بود که " توی ایران راحت تر می تونیم زندگی کنیم! "   

 

زندگی کنی! اگر توی ایران زندگی می کردی چرا پاشدی اومدی اینجا که حق اون بنده های خدایی که آرزوشون اینه که ویزاشون یک روز حتی یک ساعت زودتر بیاد رو می خوری!  

دلم برای بچه سوخت تارانگا زو با والدین و بچه بعید می دونم از 80 دلار بیشتر بشه .... 

 

من و احسان با وجود اینکه از پس اندازمون خرج می کنیم و باید خیلی احتیاط کنیم اما از سینما ماهی یکبار و بار و ساحل و ... حذف نمی کنیم ! اونایی که بچه دارن چطور از دلشون میاد برای رسیدن به اهداف احمقانه خودشون بچه اشون رو از یکسری امکانات محروم کنن؟ 

 

من خیلی از ایرانی های اینجا رو دیدم که اولین چیزی که تو فکرشون میآد اینه که اول یه ماشین مدل بالا بگیرن و کلی برن زیر بار بدهی و قسط و ... در صورتی که هنوز توی زندگیشون جا نیوفتادن و هنوز سواحل زیبای سیدنی و نچرخیدن! برنامه ریزی می کنن که برن یه خونه از دم قسط بگیرن! اونم خونه که زمینش مال خودمون باشه!؟  

اینا همه فکرهای قشنگی منم دوست دارم اینجا خونه داشته باشم و توی خونه خودم زندگی کنم ... اما نشد هم نشد چون من اومدم اینجا و می خام به چیزهایی که ایران بهشون نرسیدم رو برسم و مهمترین اون هم آرامش !! که اینجا تا دلتون بخواد هست.  

فکر اینکه خرید خونه اون هم در ابتدای ورود ایرانی ها از فکرشون بیرون نمیره و همدیگر رو هم تریگ می کنن ... خیلی مسخره و خنده داره!  

من فکر می کنم برای همین هم هست که اقتصاد ایران اینقدر نابسامان چون هرکی هر چی در میآره میده واسه خرید خونه؟!  

مایکل جکسون یک دونه خونه بیشتر نداره درسته که خونش خونه است! اما راه درست پولدار شدن این نیست که شما برین هی خونه بخرین و هی خونه بخرین! ببینین بازارها سهام یا بورس در دنیا کجا هستن و در ایران درکجان؟بجای اینکه سرمایتون رو در خرید مسکن و زمین و ... بزارین در صنعت بکار بگیرین حتی نجاری بزارین چرخه صنعت بچرخه! این کاریه که چینی ها می کنن خونه ندارن اما کارگاههای کوچیکی دارن که جاسوئیچی تولید می کنن که توی کشور ما فت و فراوان دیده می شن! به نظر من این موفقیت نه اینکه بگین چند تا خونه دارم و ...   

 

مردم ایران ۸۰ درصد زندگیشون ماله مهمون است ! اینطور هست یا نه؟ اطاق مهمون و نشیمن و ... بهترین ظروف ماله مهمونه و ... اما اینجا همه برای هودشون زندگی میکنن نه برای مهمون و همه هم راحتن حتی مهمون! 

ان شاءالله روزی برسه که دیگه حداقل این افکار کهنه رو از دوستان تازه وارد نشنویم. من معتقدم این نوع تفکر مال زمان رایت و خانی بوده و الآن هیچ معنایی نداره . . .